آشنایی با روایت هایی غریب از شهریار وطن در کتاب استاد

به گزارش وبلاگ درگهان ، 10 سال پیش در چنین روزی خبر ترور و شهادت شهید مجید شهریاری، دانشمند هسته ای کشورمان قلب میلیون ها ایرانی را به درد آورد و یک بار دیگر دشمن که نتوانسته بود پیشرفت های علمی جمهوری اسلامی ایران را تاب بیاورد، دست به جنایتی دیگر زد تا به گمان خام خودش مقابل پیشرفت های روزافزون علمی و هسته ای را بگیرد.

آشنایی با روایت هایی غریب از شهریار وطن در کتاب استاد

امروز به بهانه سالروز شهادت شهید شهریاری نگاهی داریم به کتاب استاد خرده روایت هایی از زندگی شهید هسته ای دکتر مجید شهریاری.

کتاب استاد، خرده روایت هایی از زندگی شهید هسته ای، دکتر مجید شهریاری است. در این کتاب حدود 200 خاطره از دوستان، دانشجویان، همکاران، همسر و فرزند شهید مجید شهریاری که همگی از آن استاد شهید درس گرفته اند، ذکر شده است.

این اثر ابتدا خاطرات همسر شهید از مدت زندگی و آشنایی و ماه عسل و دوران خوابگاه دانشجویی و زندگی سراسر ساده و بی ریای آن شهید عزیز را به صورت روان و جذاب نقل می نماید. در ادامه نویسنده از زبان دانشجویان و دوران دانشجویی و استادی آن شهید مطالبی دل نشین و تأثیرگذار را از اخلاق و رفتار خوب آن عظیم مرد روایت می نماید. در سرانجام نکاتی را از لسان همکارانش و شاگردانش در خصوص سنن و سیره عملی و گفتاری آن استاد شهید به رشته تحریر درمی آورد. تصاویر باقیمانده از آن شهید عظیموار از قسمت های مهم و به یادماندنی به حساب می آید.

چه بسیارند کسانی که آموخته اند از تعهدش، نکته سنجی اش، سخاوت علمی اش، پدرانه هایش، رفاقتش، اخلاصش، عاشقانه هایش، لطافتش، جدّیتش، صبر و ایستادگی اش و ... که تمام این ها، تنها گوشه ای از وجود شهید است. او به راستی تحقق یک مسلمان واقعی در یک جسم خیلی عادی و تجلی صفات ناب و متفاوت بود.

کتاب استاد، نقل روز هایی است که شاید دیگر در بین آدم ها غریب باشند. نقل فضایی است که در آن، درس ها، جزئی از وجود مخاطب او می شد، فرقی نمی کرد که آن مخاطب شاگرد بود، استاد بود، دوستش، همسرش یا فرزندش، دفتردار و یا حتی کارمند ساده آبدارخانه دانشکده. مهم این بود که درس می گرفت و آن درس را فراموش نمی کرد.

این کتاب نقل فضایی ساده و صمیمی است که در آن، سخت ترین مسائل علمی روز جهان، به زیباترین نحو حل می شد؛ با کوششی پر از انگیزه، توکل، با لبخند و عشق به رشد و بالا رفتن و بالا بردن. نقل اساتید و دانشجویانی است که حقیقتاً دوست یکدیگر بودند. نقل فضای مثبتی است که خیلی بالاتر از پرداختن به حواشی مثل رقابت منفی، بخل، توجه به مادیات، اختلافات و داد و ستد نمره بود... و اعترافی است دسته جمعی، و احساس دِینی که همه به مرد ریزنقش بی ادعایی دارند که در عین سادگی و زندگی خیلی عادی بین ما، تمام وجودش درس بود.

از بین 200 خاطره که در این کتاب ذکر شده است، تعداد 26 عدد آن آرشیوی هستند و پاورقی خورده اند. به دلایلی چند، تقریباً هیچ اسمی از افراد و راویان، داخل متن قید نشده است. نویسنده تمام کوشش خود را در جهت حفظ امانت و ادای دین به استاد شهیدش، به کار گرفته است. خواندن این کتاب را به تمام علاقه مندان به خاطرات و دفاع مقدس پیشنهاد می کنیم.

بخش هایی از کتاب استاد

فکر کنم ترم دو بودیم که یکی از اساتید، مدتی سرپرست دانشکده شد. ما ترم قبل با ایشان درس داشتیم. نظراتی شنیده بودیم که انتقاد زیادی به ایشان وارد بود. این تصمیم برایمان خیلی گران تمام شده بود. با بچه ها قرار بود اعتراض کنیم. با خیلی از اساتید هم صحبت کردیم.

یادم هست وقتی با یکی دو نفر دیگر رفتیم اتاق دکتر شهریاری و از دغدغه هایمان گفتیم، ایشان ما را به صبر و آرامش دعوت کردند که در عکس العمل نشان دادن عجله نکنیم. یادم هست به ایشان گفتیم حاضریم تحصن کنیم و... و از او خواستیم ریاست دانشکده را بپذیرند و ما هم هر کاری لازم باشد و در توانمان باشد، انجام می دهیم.

اما ایشان حرف هایی زدند که هیچ وقت فراموش نمی کنم. گفت که خودش هم نقدهایی به این انتصاب دارد، ولی دنبال ریاست دانشکده نیست و این موضوع آن قدر برایش بی ارزش است که مثل این می ماند، یک چوب کبریت از اینجا بردارند بگذارند آن طرف تر. گفت ترجیح می دهد به کار علمی خودش ادامه بدهد و زمان، همه چیز را تعیین می نماید. ما را هم آرام کردند.

و چقدر راحت نفهمیدیم که تو...

تنها استاد درس و مشق دانشگاهمان نبودی...

تو...

استاد راهمان بودی...

از میان تمام علم و دانش و سختگیری و دقتت...

از میان تمام تواضع اختیاریت...

تمام مجاهده و مراقبه ات...

و تمام عشقت به ائمه اطهار که بار ها و بار ها در کلاس درس و در مناسبات...

ابرازش می کردی...

و ما کیف می کردیم...

که می گردد عاشق بود...

و عالم بود...

چه ساده نشناختیمت استاد...

استاد صاحب مکتب ما...

تو...

با رفتنت هم...

بلوغ را برایمان معنا کردی...

و بلوغ...

یعنی رسیدن...

و رساندن...

کتاب استاد؛ خرده روایت هایی از زندگی استاد شهید دکتر مجید شهریاری به قلم فاطمه شایان پویا در قطع رقعی و 232 صفحه توسط انتشارات شهید کاظمی منتشر شده است.

منبع: ایبنا - خبرگزاری کتاب ایران

به "آشنایی با روایت هایی غریب از شهریار وطن در کتاب استاد" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "آشنایی با روایت هایی غریب از شهریار وطن در کتاب استاد"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید